شمارهٔ ۱۴۸
و وحشی بافقی
0
Altın Yaprak
چندین عنایت از پی چندین جفا چه بود
تغییر طور خویش چرا مدعا چه بود
ما کشته جفا نه برای وفا شدیم
سد جان فدای خنجر تو خونبها چه بود
بی شکوه و شکایت ما ترک جور چیست
دیدی چه ناصواب بفرما خطا چه بود
طبع تو هیچ خاطر ما در میان ندید
منع جفا و جور ز بهر خدا چه بود
چینندت این هوس ز کجا ای نهال لطف
بر ما ثمر فشانی شاخ وفا چه بود
با این غرور حسن که سد نخل سربلند
از پا فکند نرمی او با گیا چه بود
وحشی نیاز و عجز تواش داشت بر وفا
خود کرده ای چنین به خودش جرم ما چه بود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş