شمارهٔ ۱۸ - در مدح ملک اتسز
ر رشیدالدین وطواط
0
Altın Yaprak
ای شه که به جامت می صافی ست نه درد
اعدای تو را ز غصه خون باید خورد
گر دشمنت ای شاه بود رستم گرد
یک خر ز هزار اسب نتواند برد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş