شمارهٔ ۱۳۲
ی یغمای جندقی
0
Altın Yaprak
ای از بر من دور همانا خبرت نیست
کز مویه چو مویی شدم از ناله چونالی
سعید را گفتم آن بخت مسعود را از ورود مملوک خویش خبرده که پس از دیدار آقا بزم بندگان را به مقدم میمون خود مقام محمود دارد بعد معلوم افتاد که تازه به عیادت فرموده اند و وقت دلجویی ارباب ارادت و اصحاب عبادت نیست استغفرالله بیت
اختیار خود داری هر چه می کنی جانا
گر به خضر جان بخشی ور کشی مسیحا را
به دلخواه خود حرکت کن
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş