شمارهٔ ۲۷
ی یغمای جندقی
0
Altın Yaprak
فدایت شوم مرا بر استاد قادر قاهر شیخ طاهر در اوامر و نواهی دستی نیست و گفت رهی را در ضمیر مهر نظیرش اگر همه لابه و نیاز نشستی نه ارقام پی رسوم عروس کابینی است و شاهد پی آذین جز به تذکره و تاکید اشرف والاخطاب معهود به خط ایشان و خاتم خدام انوشه که جهانش زیر نگین باد و آسمانش جز و زمین مرشح و موشح نخواهد شد از دارالخلافه تا جندق صد و بیست فرسنگ است و من بنده را از کاوش و چالش بد پسندان میدان تحمل و توان تنگ
اکنون که محض رحمت و کرم رای عنایت پیرای خدام اجل امجد والابر منع ستم بارگان و استخلاص و آرامش ما بیچارگان تعلق گرفت هر چند زودتر این خطاب کریم که ترجمان کتاب آسمانی است از صدر جلالت صادر و بهابخش دیده سرکار مخاطب گردد به کرم نزدیک تر خواهد بود
مگذار ضایعم که مرا عنف روزگار
بر اعتماد لطف تو ضایع گذاشته است
اجزای پارسی را حسب الامر حضرت والا گرفتم اگر یک دسته کاغذ خوش قلم که رهی با این دست بسته و خامه شکسته بر آن خطی تواند کشید التفات افتد کاری به جای خود خواهد بود زیاده زحمت نمی دهم و استدعای زحمت نمی کنم همان عوارف بی منت و ایادی بی ضنت سرکار که گویای حال بندگان است و دخیل آمال پرستندگان محرک بس حرره العبدابوالحسن یغما
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş