شمارهٔ ۵۰
ی یغمای جندقی
0
Altın Yaprak
بر خون من آن ترک شکرلب گذرد
و افکنده به پا زلف معقرب گذرد
گفتم دیه ده چو ریختی خونم گفت
من کشته خونی که بر او شب گذرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş