شمارهٔ ۶۱
ی یغمای جندقی
0
Altın Yaprak
از عمر نمانده است مرا غیر دمی چند
وقت است اگر رنجه نمایی قدمی چند
بگشای از آن طره پرتاب خمی بند
آزاد کن از زحمت مرغان حرمی چند
از دیده به گل ریخته ام تخم امید ی
دارم ز تو ای ابر عطا چشم نمی چند
بیم قفسی مژده وصلی بده آخر
تا شاد کنم خاطر خود را به غمی چند
زین بیش به حرمان نتوان زیست خدا را
شایستگی لطف ندارم سمتی چند
نه خال و خط و کاکل و زلف ست که حسنش
آورده پی کشتن یغما رقمی چند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş