شمارهٔ ۸۶
ی یغمای جندقی
0
Altın Yaprak
با یک هستی چه گویی ای سرد نفس
چون نیست بود آن همه چیز این همه کس
بگی ار ز این و آن سلب آرند
پیدا پنهان بار خدا ماند و بس
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş