شمارهٔ ۹۹
ف فرخی یزدی
0
Altın Yaprak
بهر آزادی هر آن کس استقامت می کند
چاره این ارتجاع پر وخامت می کند
گو سپر افکن در این شمشیربازی از نخست
هرکسی کاندیشه از تیر ملامت می کند
باید از اول بشوید دست از حق حیات
در محیط مردگان هرکس اقامت می کند
در قفس افتد چو شیر شرزه از قانون کشی
روبه افسرده ابراز شهامت می کند
چون وثوق الدوله خاین قوام السلطنه
بهر محو مرز ایران استقامت می کند
پشت کرسی دزدیش مطرح شد و از رو نرفت
الحق این کم حس به پررویی کرامت می کند
گر صفیر کلک طوفان صور اسرافیل نیست
از چه اکنون با قیام خود قیامت می کند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş