بخش ۹۹
خ خواجه عبدالله انصاری
0
Altın Yaprak
پیر طریقت گوید بر قرب می نگر تا انس زاید به عظمت می نگر تا حرمت فزاید میان این و آن منتظر می باش تا سبق عنایت خود چه نماید که امر امر اوست از پیش و از پس
ای خداوند که در دل دوستانت نور عنایت پیداست و جانها در آرزوی وصالت حیران و شیداست چون تو مولی کر است و چون تو دوست کجا است الهی هر چه دادی نشان است وآیین فرد است و آنچه یافتیم پیغام است و خلعت برجا است خدایانشانت بیقراری دل وغارت جان است و خلعت وصال در مشاهده جلال چه گویم که چون است
روزی که سر از پرده برون خواهی کرد
دانم که زمانه را زبون خواهی کرد
گر زیب و جمال ازین فزون خواهی کرد
یارب چه جگر هاست که خون خواهی کرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş