شمارهٔ ۱۵
ا ابوالحسن فراهانی
0
Altın Yaprak
گرنه دلجویی نمودی قامت دلجوی دوست
از خجالت سرفکندی پیش ماه روی دوست
عشق را با کفر و ایمان نیست کاری زآن که هست
قبله ما روی یار و کعبه ما کوی دوست
قیمت دزدیده کم دانند دزدان عیب نیست
گر نداند قیمت دل طره هندوی دوست
از پریشانی ست این ارزان فروشی ورنه کی
می دهد تاری به جانی زلف عنبربوی دوست
تا نظر در آفتاب افکنده ام در چشم من
آب گردد ز آن که می آید به یادم روی دوست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş