شمارهٔ ۳۲
ا ابوالحسن فراهانی
0
Altın Yaprak
چاره داغ گرفتم که به مرهم سازم
غم دل را چه کنم دل به چه خرم سازم
شده از نقش رخت پرگل از آن دردم مرگ
دامن دیده نیارم که فراهم سازم
بس که هر لحظه شکست دگرم پیش آمد
صد مصیبت را یک حلقه ماتم سازم
گریه عادت شده در هجر توام ورنه مرا
گریه نیست کز او درد دلی کم سازم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş