شمارهٔ ۴۷۸
ا اهلی شیرازی
0
Altın Yaprak
هرکه سوی قبله مقصود رو می آورد
قبله مقصود هم رو سوی او می آورد
در ره طاعت چو اصل حق پرستی شد سجود
ای خوش آنکو سجده بر روی نکو می آورد
روز وصلش زان نگویم حرف هجران کاین حدیث
تلخی آن زهر بازم در گلو می آورد
صد ره از دست غم آن آرزوی جان بخشم
می روم زان کوی و یازم آرزو می آورد
مست من پیش حریفان گر نهد باری سری
ظن مبر اهلی که با کس سر فرو می آورد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş