شمارهٔ ۵۶
ا اهلی شیرازی
0
Altın Yaprak
پس از اجل به که روشن شود نکویی ما
گر استخوان ننماید سفید رویی ما
کنون که سنگ ملامت رسید دانستم
که خالی از سببی نیست بی سبویی ما
اگر شدیم چو مجنون فتیله موی ز عشق
چراغ شوق فروزد فتیله مویی ما
تو خوی و بوی که ای آهوی ختن داری
که رام ما نشوی با فرشته خویی ما
نشان پاکی دامن همین بود ای شیخ
که گریه دست ندارد ز خرقه شویی ما
ستوده ایم چو اهلی تو را به مهر ای سرو
بود که راست شود این دروغگویی ما
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş