شمارهٔ ۹۵۲
ا اهلی شیرازی
0
Altın Yaprak
ما تحمل بر جفاهای تو ای گل می کنیم
گر به خواری هم آن هم تحمل می کنیم
حق گواه ماست در صدق محبت با بتان
ناکسی گر ناحقی گوید تغافل می کنیم
هرکسی در این چمن از کشتکاری خرم است
ما چو مرغان تکیه بر شاخ توکل می کنیم
گرچه حسنت در خیال ما ز خورشیدست بیش
بیش از آن خوبی که ما با خود تخیل می کنیم
ما کجا و دیدن خورشید رویت از کجا
خلوت حسنت به چشم و دل تامل می کنیم
گل به دست مردم و در پای بلبل خار غم
کام خود ما هم خیال از بخت بلبل می کنیم
کام ما اهلی همین مردن بود در پای دوست
سستی از بخت است و ما خود هم تعلل می کنیم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş