شمارهٔ ۱۹۲
ا اثیر اخسیکتی
0
Altın Yaprak
زهی چتر قمر طرف کلاهت
به غلطاق سحر زلف سیاهت
غلامی را قبا کوتاه کرده
هزاران خسرو صاحب کلاهت
اگر زلفت بجنباند نسیمی
شود بر جان خون آلود آهت
به بزم اختران شو تا ببینی
فلک مسند نهد بر پیشگاهت
به خدمت برمیان بندند جانها
چو دیگر بندگان خورشید و ماهت
به معصومان درافتد غلغل اینک
چو عصمت را بیاراید گناهت
جهان خاص گردد خاصه اکنون
که میر خوب رویان خواند شاهت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş