شمارهٔ ۳۴
ا اثیر اخسیکتی
0
Altın Yaprak
شهریارا چو ادب یافت ز عدل توجهان
کرد کاری که نه نیکوست نگردد هرگز
چرخ دربان تو گشته است و جهان دارد عزم
که از این قاعده تا اوست نگردد هرگز
گر مرا دوست ندارد چو من او را چه عجب
چرخ با اهل هنر دوست نگردد هرگز
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş