شمارهٔ ۵
ا اثیر اخسیکتی
0
Altın Yaprak
تا دورم از آن دو زلف مشکین بتاب
از آتش دل ز دیده می ریزم آب
اکنون چه کنم که بخت برگشته من
گفتار به نامه کرد و دیدار بخواب
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş