شمارهٔ ۵۰
ا اثیر اخسیکتی
0
Altın Yaprak
شها چو حلقه بگوش ستانه تو شدم
روا مدار که چون حلقه از برون درم
به نیم چشم نهانک چو دزد در جلاد
ز دور در رخ دربان شاه می نگرم
در این میانه فرو مانده ام که چون اورا
بیک اشارت از این گفت و گوی بازخرم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş