شمارهٔ ۵۵ - مطایبه
ا انوری ابیوردی
0
Altın Yaprak
دوش در خواب من پیمبر را
دیدمش کو ز امت آزردست
گفتمش ای بزرگ چت بودست
طبع پاک تو از چه پژمردست
گفت زین مقریک همی جوشم
رونق وحی ایزدی بردست
آنچه این زن به مزد می خواند
جبرییل آن به من نیاوردست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş