شمارهٔ ۱۰۵۶
آ آشفتهٔ شیرازی
0
Altın Yaprak
یا مقلتی تزود من نظرة الحبیبی
زیرا که دیده را نیست بی دیدنش شکیبی
یا مهجتی تمتع من قبلة العذارا
کز باغ خلد زین به نبود تو را نصیبی
یا من بک اعتمادی رفقا علی الفوادی
در کوی تو بنالد چون نیمه شب غریبی
یا عاجلا بقتلی لله علیک مهلا
کاموزمت جوابی گر گیردت حسیبی
ان تنظرو العواذل فی خدک لعیبی
و الله لن تلومو من نظرة الحبیبی
رحما بذی الحمار قم فاسقنی عقارا
کاین درد را نباشد جز جام می طبیبی
ما الحیله للشرمد یا راکبا علی البرق
من دست در عنان و تو پای در رکیبی
انت الذی ملکت من مشرق الی الغرب
این خطبه را بنامت خوش خواند دی خطیبی
زآشفته یاد آور ای همنفس بگلزار
در زاری ار به بینی شوریده عندلیبی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş