شمارهٔ ۱۵۶
ح حکیم سبزواری
0
Altın Yaprak
چو ماه چارده دارم نگاری چارده ساله
دمیده بر عذارش خط چو بر گرد قمر هاله
عرق بنشسته بر روی تو یا بر برگ گل شبنم
حباب است این به روی جام می یا بر سمن ژاله
به کلگشت چمن بخرام و در طرف گلستان بین
به گل از قامتت سرو و خجل از عارضت لاله
ترا ساغر به لب در بزم غیر و گوش بر مطرب
مرا از خون دل باشد شراب و مطرب از ناله
کنار جویبار دیده ام بنشین تفرج کن
و ماء القلب من عینی علی الخدین سیاله
از آن یکتا هویدا گشت بی حد عکس ها آری
به دید آید ز نقطه دایره چون گشت جواله
شکرها ریخت در وصف رخت اسرار از خامه
که جا دارد برند قند از خراسان سوی بنگاله
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş