شمارهٔ ۴۴
ح حکیم سبزواری
0
Altın Yaprak
ای از صفات گشته هویدا همه صفات
ذات خجسته ات شده مرآت بهر ذات
نزدیک شد که دعوی پیغمبری کنی
کز خط کتاب داری و از غمزه معجزات
یک بوسه ای ز وجه زکاتم نمی دهی
گویا که فرض نیست به شرع شما زکات
نی نی مرا چه حد که چنین آرزو کنم
بر چرخ سر زنم که زنم بوسه نقش پات
دیگر برات آتش دوزخ چه حاجتست
ما را همین بس است که مردیم از برات
دایم به رهگذار تو اسرار امیدوار
ای پیک نیک پی بده از محنتم نجات
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş