شمارهٔ ۹
ح حکیم سبزواری
0
Altın Yaprak
ای نام خوش تو بر زبان ها
وی یاد تو زینت بیان ها
از مهر رخت چو ذره هستند
در رقص و سماع آسمان ها
مرغان ترانه سنج خوانند
وصف رخ تو به بوستان ها
اندر ره عشق بی سرانجام
دریاهایی است بیکران ها
ای دل بشتاب زانکه رفتند
زین کاخ مجاز کاروان ها
از سروری جهان گذر کن
در باطن خود ببین جهان ها
سر دهنت نیافت اسرار
هر قدر شدش عیان نهان ها
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş