رباعی شمارهٔ ۷
ب باباافضل کاشانی
0
Altın Yaprak
آبی که به روزگار بندد کیمخت
تو گه پسرش نام نهی گاهی دخت
خانی شد و پندار در او رخت نهاد
دیگی شد و امید در او سودا پخت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş