بخش ۹ - فیالفطره
ش شیخ بهایی
0
Altın Yaprak
ای لوای اجتهاد افراشته
روزه هر روز عادت ساخته
اهل وحدت را به شقوت کرده حکم
بسته شان در ربقه صم و بکم
هان مشو مغرور بر افعال خود
هان مشو مسرور بر احوال خود
این عبادتهای تو مقبول نیست
تا ندانی عاقبت کار تو چیست
ای بسا نعلی که وارون بسته شد
شیشه امن نفوس اشکسته شد
گبر چندین ساله ای در حین نزع
کرد بر حقیقت اسلام قطع
عابدی با شد و مد و کش و فش
بهر ترسا بچه ای شد باده کش
کار با انجام کار است و سرشت
ختم کاشف از سرشت خوب و زشت
ای بسا بدطینت و نیکوخصال
ای بسا خوش طینت و ناخوش فعال
طینت بد آنکه در علم ازل
رفته از وی ختم بر کفر و دغل
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş