بخش ۹ - فی صفة الاماره
ق قاسم انوار
0
Altın Yaprak
هر دلی کو پیرو اماره شد
از بلاد معرفت آواره شد
آتش اماره هرجا بر فروخت
خرمن جانر از خشک وتربسوخت
گرچه نتوان گفتن اوصافش تمام
لیک یک چندی بباید برد نام
عجب و بخل و حرص و حب جاه ومال
هز و همز و لمز و غمز و قیل و قال
اکل وافرنوم و شک و کبر و کین
منکری بر حالت مردان دین
حب غلمانحب نسوانهزل و جهل
حمق و نسیان بغض و عصیاننوم و کسل
هم حسدهم لعب وهم لهو ونفاق
وز جدلها بر میان بسته نطاق
هم نشاط وهم بطالتهم بطر
هم املهاهم ریاام الخطر
شرح یک چندی بگویم زین صفات
بازدانی گر بود دل در صفات
زانکه شرح جمله گر گوییم باز
قصه گرددهمچو درد مادراز
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş