غزل شمارهٔ ۳
ش شیخ بهایی
0
Altın Yaprak
به عالم هر دلی کاو هوشمند است
به زنجیر جنون عشق بند است
به جای سدر و کافورم پس از مرگ
غبار خاک کوی او پسند است
به کف دارند خلقی نقد جانها
سرت گردم مگر بوسی به چند است
حدیث علم رسمی در خرابات
برای دفع چشم بد سپند است
پس از مردن غباری زان سر کوی
به جای سدر و کافورم پسند است
طمع در میوه وصلش بهایی
مکن کان میوه بر شاخ بلند است
بهایی گرچه می آید ز کعبه
همان دردی کش زناربند است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş