در وصف کاخ پریبانو
م ملکالشعرا بهار
0
Altın Yaprak
بر در آن کاخ سیصد پاسدار
جمله برکف گرزهای گاوسار
کودکان ماهرو در پیش در
بهر خدمت تنگ بربسته کمر
با رخی چون گلستان
کرده بهر روشنی برگرد باغ
تعبیه ازگوهران شبچراغ
مجمری زرین به قندیلی بلور
هر طرف آوبخته بهر بخور
وز طلا زنجیر آن
کرده خرگاهی بپا از زر ناب
تافته از سیم و ابریشم طناب
پرده ها آوبخته بر نقش چین
نقش ها از در و یاقوت ثمین
با طراز بهرمان
هشته پیرامون خرگه تخت ها
روی آن از خز و دیبا رخت ها
متکاها از پرند شوشتر
باد بیزن از دم طاوس نر
دسته اش گوهرنشان
بر فرازکاخ تختی لاجورد
از زر و لعل اندر آن گل های زرد
نازبالش ها لطیف و زرنگار
خوش ترنم قمریان مشک بار
از بر او پرفشان
از بر هرتخت سروی ساخته
وز زمرد برگها پرداخته
قمری زربن فشانده بر سریر
هردمی زان سرو بن مشک و عبیر
از پر و بال و دهان
ییش هر تختی یکی خوان ظریف
وندر آن گسترده دیبایی لطیف
جام و مینا و اوانی سر بسر
از بلور و زر و سیم پرگهر
باده از هر سو روان
-ناتمام-
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş