شمارهٔ ۲۷
م ملکالشعرا بهار
0
Altın Yaprak
به کشوری که در آن ذره ای معارف نیست
اگر که مرگ ببارد کسی مخالف نیست
بگو به مجلس شورا چرا معارف را
هنوز منزلت کم ترین مصارف نیست
وکیل بی هنر از موش مرده می ترسد
ولی ز مردن ابناء نوع خایف نیست
کند قبیله دیگر حقوق او پامال
هر آن قبیله که بر حق خویش واقف نیست
نشاط محفل ناهید و نغمه داود
تمام یکسره جمع است حیف عارف نیست
بهار عاطفه از ناکسان مدار طمع
که در قلوب کسان ذره ای عواطف نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş