شمارهٔ ۵۸
م ملکالشعرا بهار
0
Altın Yaprak
خوبرویان یار را در عین یاری می کشند
دوستداران را به جرم دوستداری می کشند
مرغ وحشی چون نمی افتد به دست کودکان
مرغ دست آموز را با زجر و خواری می کشند
شاهدان دیر جوش از دوستان باوفا
زود سیر آیند و ایشان را به زاری می کشند
دوستان خاص را مانند مرغ خانگی
در عروسی و عزا بر رسم جاری می کشند
سر شبانان فی المثل گوساله پا بسته را
در قبال جستن گاو فراری می کشند
تا مگر از کید بدخواهان دمی ایمن شوند
نیکخواهان را ز فرط خام کاری می کشند
بهر قربان بر سر راه حسودان دورو
غمگساران را به جای غمسگاری می کشند
چون وزیر و پیل و رخ از کار افتادند و شاه
ماند بی اصحاب با یک زخم کاری می کشند
تجربت ها کرده ایم از کار دولت ها بهار
گر نکشتی اختیاری اضطراری می کشند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş