شمارهٔ ۴۶ - بدان و بگوی
م ملکالشعرا بهار
0
Altın Yaprak
سخن چو گویی سنجیده گوی در مجلس
که از کلام نسنجیده خوار گردد مرد
درست گوی و ادب ورز و بر گزافه مرو
صریح باش و به جد کوش و گرد هزل مگرد
بسا سخن که ازو خاست بحث و جنگ و قتال
بسا عمل که از او زاد رشگ و کین و نبرد
گر آنچه گویی دانی بری فراوان سود
ور آنچه دانی گویی کشی فراوان درد
نه هرکه هرچه توانست گفت باید گفت
نه هرکه هرچه توانست کرد باید کرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş