شمارهٔ ۹۴ - در محرم

م ملک‌الشعرا بهار
0 Altın Yaprak
در محرم اهل ری خود را دگرگون می کنند از زمین آه و فغان را زیب گردون می کنند گاه عریان گشته با زنجیر می کوبند پشت گه کفن پوشیده فرق خویش پرخون می کنند گاه بگشوده گریبان روز تا شب سینه را در معابر با شرق دست گلگون می کنند گه به یاد تشنه کامان زمین کربلا جویبار دیده را از گریه جیحون می کنند وز دروغ گنده یا لیتنا کنا معک شاه دین را کوک و زینب را جگرخون می کنند صبح برجسته جنب تا ظهر می ریزند اشک ظهر تا شب نوحه می خوانند و شب کون می کنند خادم شمر کنونی گشته وآنگه ناله ها با دوصد لعنت ز دست شمر ملعون می کنند بر یزید زنده می ‎گویند هردم صد مجیز پس شماتت بر یزید مرده دون می کنند پیش ایشان صد عبیدالله سرپا وین گروه ناله از دست عبیدالله مدفون می کنند حق گواه است ار محمد زنده گردد ور علی هر دو را تسلیم نواب همایون می کنند آید از دروازه شمران اگر روزی حسین شامش از دروازه دولاب بیرون می کنند حضرت عباس اگر آید پی یک جرعه آب مشک او را در دم دروازه وارون می کنند قایم آل محمد گر کند ناگه ظهور کله اش داغون به ضرب چوب قانون می کنند گر علی اصغر بیاید بر در دکانشان در دو پول آن طفل را یک پول مغبون می کنند ور علی اکبر بخواهد یاری از این کوفیان روز پنهان گشته شب بر وی شبیخون می کنند لیک اگر زین ناکسان خانم بخواهد ابن سعد خانم ار پیدا نشد دعوت ز خاتون می کنند گر یزید مقتدر پا بر سر ایشان نهد خاک پایش را به آب دیده معجون می کنند ور بساید دستشان با دست اولاد علی دست خود را شست وشو با سدر و صابون می کنند جمله مجنونند و لیلای وطن در دست غیر هی لمیده صحبت از لیلی و مجنون می کنند سندی شاهک بر زهادشان پیغمبر است هی نشسته لعن بر هارون و مأمون می کنند خود اسیرانند در بند جفای ظالمان بر اسیران عرب این نوحه ها چون می کنند تا خرند این قوم رندان خرسواری می کنند وین خران در زیر ایشان آه و زاری می کنند

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.