شمارهٔ ۱۳۱ - در پیشگاه آستان قدس رضوی
م ملکالشعرا بهار
0
Altın Yaprak
تبارک الله از این فرخ آستان که بود
به پاس درگه او آسمان همیشه مقیم
حریم زاده موسی که چون دم عیسی
روان فزاید خاک درش به عظم رمیم
به چشم زایر این آستان بود روشن
هرآنچه گشت به سینا نهان ز چشم کلیم
به است فرش ره او ز مرغزار بهشت
چنان که خاک در او زکوثر و تسنیم
چراست پشت سپهر این چنین خمیده و گوژ
اگر ندارد پیش درش سر تعظیم
زهی بر آن که نهد روی دل بر این درگاه
برای صافی و دین درست و قلب سلیم
چنان که خادم این در بهار مدح سرای
که هست بنده دیرین و خاکسار قدیم
کمینه چاکر این آستان که از ره عجز
نهاده است به کوی رضا سر تسلیم
مگر ستاند روزی ز خاک این درگاه
دوای جان علیل و شفای قلب سقیم
ز پاک یزدان بادا دمی هزار درود
بر این حریم و خداوند این خجسته حریم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş