شمارهٔ ۱۰۴ - حکمت
م ملکالشعرا بهار
0
Altın Yaprak
خواجه برفت و خفت به خاک وتو ز ابلهی
در ماتمش به ناله و آه اندری هنوز
بزدود خاک تیره از او آب و رنگ و تو
در جامه کبود و سیاه اندری هنوز
مگری برآن که رخت به منزل کشید و رفت
بر خویشتن گری که به راه اندری هنوز
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş