شمارهٔ ۵۵ - خیرات محمدی
م ملکالشعرا بهار
0
Altın Yaprak
در عهد شهنشه خردمند
کز لطف علاج ملک جم کرد
شاهنشه پهلوی کزین ملک
معدوم طریقه ستم کرد
آن شاه که احترام نامش
ما را به زمانه محترم کرد
زان لحظه که تکیه زد بر اورنگ
شورش بجهید وفتنه رم کرد
آباد به کشوری کش ایزد
چونین سر و سروری کرم کرد
شهری که ز بضعه پیمبر ص
صد فخر به روضه ارم کرد
می خواست مریضخانه و ایزد
این منقصتش ز مهر کم کرد
ب ن فاطمه فاطمی محمد
کایزد به فضیلتش علم کرد
آسایش و احتیاج قم را
این نقشه خیر مرتسم کرد
مار ستانی ز راه خیرات
آن دانشمند محتشم کرد
شایسته مریضخانه ای ساخت
باغی به مریضخانه ضم کرد
پس کلک بهار سال آن را
خیرات محمدی رقم کرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş