شمارهٔ ۱۰
م مجیرالدین بیلقانی
0
Altın Yaprak
در کوی تو عقل بی قراریست
بی روی تو روح سوگواریست
هر تار ز نرگس تو تیری است
هر موی ز طره تو ماریست
وصل است ز تو نخست پس هجر
آری پس هر میی خماریست
نومید نیم ز کار وصلت
زیرا که زمانه هم به کاریست
خود عشق چه در خورست ما را
ما را نه دلی نه روزگاریست
شادم که مجیر را غم تو
از هر چه گذشت یادگاریست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş