شمارهٔ ۲۹
م مجیرالدین بیلقانی
0
Altın Yaprak
ناح الحمام بذاتها
فاشرب علی اصواتها
صرفا و قل لسقاتها
هات المدامة هاتها
واطرب علی علاتها
خرم دل و روشن روان
جانرا پی از من جام ده
زان جام رنج انجام ده
پخته نخواهم خام ده
دلرا به می آرام ده
می سرخ بسد فام ده
صرفا کعین الصرفان
سکن بها نارالهوی
من ساکن دارالهوی
صب قد اختار الهوی
من بعد ما زارالهوی
واعدل اذا جارالهوی
ای روی تو آرام جان
صد دل به یک می شاد کن
وز بند غم آزاد کن
ای میر خوبان داد کن
ما را به خوبی یاد کن
دل ها به وصل آباد کن
در بزم سلطان ارسلان
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş