غزل شمارهٔ ۲۳۰۶
ب بیدل دهلوی
0
Altın Yaprak
آه دود آخته ای می خواهم
روز شب ساخته ای می خواهم
زین محیطم هوس گوهر نیست
دل نگداخته ای می خواهم
فارغ از طوق وفا نتوان زیست
گردن فاخته ای می خواهم
تا شوم محرم خاک قدمت
سر افراخته ای می خواهم
صافی آینه منظورم نیست
خانه پرداخته ای می خواهم
به متاع تپش آباد هوس
آتش انداخته ای می خواهم
رنگها جمله سراغ هوسند
گرد پی باخته ای می خواهم
ساز این انجمن آزادی نیست
آنطرف تاخته ای می خواهم
چشم زخمست شناسایی خلق
قدر نشناخته ای می خواهم
چون جرس تا ننمایم بیدل
ناله ساخته ای می خواهم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş