بخش ۲۴ - مناجات
ب بلند اقبال
0
Altın Yaprak
اگر مست هستم وگر هوشیار
به یاد توام دایم ای کردگار
تو را غافر المذنبین نام شد
مرا هم از آن باده درجام شد
عطا شیوه ی تو خطا کار ماست
چه باک ازخطا عفوت ار یار ماست
شنیدم که نام توباشد غفور
از ان اینچنین در گناهم جسور
به فضل تو امیدواریم ما
به عفو تو امید داریم ما
تویی خالق وکس به غیر از تو نیست
بدیندعوی ار منکری هست کیست
که با تیغ غیرت زبان برمش
اگر بینمش بین چه سان برمش
یکی را به سر تاج شاهی نه ی
یکی را غم بی کلاهی دهی
مرا نیست آن قدرت وآن لسان
که گویم چنین کن و یا کن چنان
تو راهم بهشت است وهم آتش است
به هر یک خوشی ز آن مرا هم خوش است
الهی به حق رسول مجید
مرا از درخود مکن ناامید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş