شمارهٔ ۱۲
ن نجمالدین رازی
0
Altın Yaprak
هر که را این عشقبازی در ازل آموختند
تا ابد در جان او شمعی ز عشق افروختند
و آن دلی را کز برای وصل او پرداختند
همچو بازش از دو عالم دیده ها بردوختند
پس درین منزل چگونه تاب هجر آرند باز
بیدلانی کاندر آن منزل به وصل آموختند
لاجرم چون شمع گاه از هجر او بگداختند
گاه چون پروانه بر شمع وصالش سوختند
در خرابات فنا ساقی چو جام اندر فکند
هر چه بود اندر دو عالمشان به می بفروختند
نجم رازی را مگر رازی ازین معلوم شد
هر چه غم بد در دو عالم بهر او اندوختند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş