شمارهٔ ۱۵
ن نجمالدین رازی
0
Altın Yaprak
آن کس که دل به دنیای غدار می دهد
نا پاک و سرد و واهی و غدار می شود
تیمار کار خویش خور ار عاقلی که دل
تیمار چون نیابد بیمار می شود
کم خسب زیر سایه غفلت که ناگهان
خورشید عمر بر سر دیوار می شود
خرم دلی که در همه عمرش یکی نفس
پیش از اجل ز علت بیدار می شود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş