شمارهٔ ۴
ن نجمالدین رازی
0
Altın Yaprak
دل در جهان مبند جهان یار بی وفاست
تکیه برو مکن که برو تکیه بر هواست
با او بنوش باده که باری مقرر است
داده بده که سخت حریف کژ دغاست
مارست و چاه هر چه تو بینی زمال و جاه
مسکن در او مساز که در کام اژدهاست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş