بخش ۵۹ - تمامی سخن
م محمد بن عمادالدین خراسانی
0
Altın Yaprak
بسیار جفا و رنج بردی
تا راه به سوی گنج بردی
بیگانه ز خویش تا نگشتی
با وصل من آشنا نگشتی
خوش باش که با تو عهد کردم
کاوراق فراق درنوردم
چون نیست ترا سر صبوری
زین بیش نجویم از تو دوری
وقت است که برگ عیش سازی
با من به طریق دل نوازی
اقوال صفت شوم قرینت
گردم به مراد هم نشینت
تا باده خوری ز ساغر وصل
سیراب شوی ز کوثر وصل
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş