شمارهٔ ۱۹۶
ا ابن یمین فریومدی
0
Altın Yaprak
ای لعل آبدارت آتش فکنده در مل
بر باد داده حسنت چون خاک خرمن گل
هم خط مشکبارت اثبات دور کرده
هم زلف تو دلایل آورده بر تسلسل
خطیست گرد لعلت یا طوطی شکر چین
یا زاغ شد شناور بر روی چشمه مل
تا چند چشم مستت بندد بسحر خوابم
تا کی خیال زلفت با من کند تطاول
بوسی ز لعل میگون گر میدهد بجانی
سودای تست ایدل بشتاب بی تأمل
گویی که روز روشن از تیره شب بر آمد
باد صبا چو یکسو کرد از جبینت کاکل
هر چند کاکل تو دل بر دو قصد جان کرد
نشگفت اگر عذارت پوشد زره ز سنبل
ابن یمین نگیرد آرام جز بکویت
گلزار زیبد الحق آرامگاه بلبل
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş