شمارهٔ ۱۲
ا امامی هروی
0
Altın Yaprak
در محیطی فکنده ام زورق
که دو عالم از اوست مستغرق
نه نوان زورق از محیط شناخت
نه وجود محیط از زورق
آب شد زورق وز سیر آسود
اینت معنی مشکل و مغلق
هستیت را جز این نشانه نبود
که شود غرق نیستی مطلق
کفر و اسلام و سنت و بدعت
اصطلاحیست در میان فرق
نور خورشید بر سپهر یکیست
شد تفاوت میان صبح و شفق
بعنایت ببین که اصل وجود
نشود مختلف بهیچ نسق
حق پرستی و ما و من گویی
راه گم کرده ای زهی احمق
ما و حق لفظ احمق است به هم
چو ز ما بگذری چه ماند حق
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş