مقدمه
ع عراقی
0
Altın Yaprak
بدان که در اثنای هر لمعه ای ازین لمعان ایمایی کرده می آید بحقیقتی منزه از تعین خواه حبش نام نه خواه عشق اذلامشاحة فی الالفاظ و اشارتی نموده می شود بکیفیت سیراو در اطوار و ادوار وسفر اودر مراتب استیداع و استقرار و ظهور او بصورت معانی و حقایق و بروز او بکسوت معشوق و عاشق و باز انطوای عاشق در معشوق عینا و انزوای معشوق در عاشق حکما و اندراج هر دو در سطوات وحدت او جمعا و هنالک اجتمع الفرق و ارتتق الفتق و استتر النور فی النور وبطن الظهور فی الظهور و نودی من وراء سرادقات العزة الا کل شییی ما خلاالله باطل و غایت العین لارسم و لااثر و برزوالله الواحد القهار
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş