رباعی شمارهٔ ۱۸
ع عراقی
0
Altın Yaprak
در دام غمت دلم زبون افتاده است
دریاب که خسته بی سکون افتاده است
شاید که بپرسی و دلم شاد کنی
چون می دانی که بی تو چون افتاده است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş