رباعی شمارهٔ ۸۴
ع عراقی
0
Altın Yaprak
دل ز آرزوی تو بی قرار است هنوز
جان در طلبت بر سر کار است هنوز
دیده به جمالت ارچه روشن شد لیک
هم بر سر آن گریه زار است هنوز
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş