فصل ۱۳۴
ع عینالقضات همدانی
0
Altın Yaprak
معشوق با نمک جگرخوار بود و بنزد او عاشق سوخته و خوار بود اذل الاشیاء المحب بمحبوبه والفقیر الطماع ای عزیز ناز معشوق کشیدن دشوار است زیرا که پیوسته معشوق خواهد که داد جمال خود بدهد درین کرشمه جان و دل و دیده و دین و عقل بحبۀ نیرزد
جان و دل و دیده ام ببازار غمت
والله که بحبۀ نیرزد ای جان
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş