فصل ۱۳۵
ع عینالقضات همدانی
0
Altın Yaprak
کمال جمال معشوق را بخود ادراک نتوان کرد خصوصا در غلبات عشق که مقام مستی بود و عاشق مغلوب مستی عشق چه این سکر مانع از ادراک کمال جمال معشوق است و اینجا سری است و آن آنست که استیلا و قوت عشق بر ذات بود و عاشق را در اوان طلب ذات پروای اثبات صفات نبود زیرا که نظر بر وحدت دارد نه بر کثرت بدین نسبت عاشق از ادراک عاجز بود و از ادراک ادراک نیز عاجز بود و العجز عن درک الادراک ادراک این باشد
ای آنکه بلطف خود کنی درمانم
مگذار مرا بمن که اندر مانم
از غایت مستیی که در عشق مراست
خواهم که ز تو نشان دهم نتوانم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş